تصمیم داشتم کیک درست کنم و با هدیه همسرم رو سرپرایز کنم اما از جایی که هم من، هم همسرم دلمون طاقت نمیاره و سریع لو میدیم شب قبلش بهش گفتم فردا میخوام سورپرایزت کن
برچسب:
نویسنده: پارسا مهدوی
برچسب:
نویسنده: پارسا مهدوی
امروز صبح تا ظهر را خانه ی مادرم بودم ،صبح قبل از اینکه امیروالا بیدار شود بیدار شدم و زبان میخواندم، مادرم هر از گاهی از زیر پتو که خودش را چسبانده بود به شوفاژ میگفت : "پاشو صبحانه ات را بخور تا پ
برچسب:
نویسنده: پارسا مهدوی